Back on One’s Feet

Back on One’s Feet

به حالت طبیعی یا پایدار برگشتن / دوباره سرپا شدن / بهبود یافتن

/bæk ɒn wʌnz fiːt/
(بَک آن وَنز فیت)


📘 معنی به فارسی

اصطلاح back on one’s feet وقتی استفاده می‌شود که کسی:

پس از بیماری، مشکلات مالی یا شرایط سخت دوباره سرپا شود یا وضعیتش بهبود پیدا کند


🧠 کاربرد

🔹 بار معنایی مثبت و امیدوارکننده دارد
🔹 هم در مکالمه و هم در نوشتار
🔹 می‌تواند فیزیکی، مالی یا احساسی باشد

ساختار رایج:

  • get back on one’s feet → دوباره سرپا شدن، بهبود یافتن
  • be back on one’s feet → به وضعیت خوب رسیدن

✏️ مثال‌ها

  1. After months of illness, she is finally back on her feet.
    پس از ماه‌ها بیماری، او بالاخره دوباره سرپا شد.
  2. The company went bankrupt but is now back on its feet.
    شرکت ورشکسته شد اما حالا دوباره سرپا شده است.
  3. He lost a lot of money, but he’s back on his feet financially.
    او پول زیادی از دست داد، اما حالا دوباره از نظر مالی سرپا شده است.
  4. It took a while, but I’m back on my feet emotionally.
    مدتی طول کشید، اما حالا از نظر احساسی دوباره سرپا هستم.

🧩 داستان کوتاه: Back on One’s Feet

After the accident, Mark couldn’t walk for months.

With therapy and determination, he’s finally back on his feet.

He celebrated by taking a long walk in the park.


📘 معنی فارسی داستان

پس از تصادف، مارک ماه‌ها قادر به راه رفتن نبود.

با فیزیوتراپی و اراده، او بالاخره دوباره سرپا شد.

او این موفقیت را با یک پیاده‌روی طولانی در پارک جشن گرفت.


⚠️ نکته مهم

🔹 اغلب با تلاش، اراده و بهبود همراه است
🔹 می‌تواند استعاری هم باشد (مالی، کاری، احساسی)


🔹 عبارات مشابه

  • recover → بهبود یافتن
  • stand on one’s own feet → مستقل شدن، سرپا ماندن
  • bounce back → سریعاً به وضعیت خوب برگشتن

Categories:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *