Bad Blood

Bad Blood

دشمنی / کینه / رابطه‌ی خراب بین دو نفر یا گروه

/bæd blʌd/
(بَد بِلاد)


📘 معنی به فارسی

اصطلاح bad blood وقتی استفاده می‌شود که:

بین دو نفر یا دو گروه تنش، ناراحتی یا دشمنی طولانی‌مدت وجود دارد

معادل فارسی:

دشمنی دیرینه، کینه، رابطه ناسالم


🧠 کاربرد

🔹 در مکالمه و نوشتار
🔹 برای توصیف اختلاف شخصی، خانوادگی، کاری یا سیاسی
🔹 بار معنایی منفی و جدی دارد

ساختار رایج:

  • have bad blood with someone → با کسی دشمنی داشتن
  • there’s bad blood between them → بین آن‌ها دشمنی است

✏️ مثال‌ها

  1. There’s bad blood between the two families.
    بین این دو خانواده دشمنی است.
  2. He has bad blood with his former business partner.
    او با شریک سابقش دشمنی دارد.
  3. The teams have bad blood after last year’s match.
    تیم‌ها بعد از مسابقه سال گذشته با هم دشمنی دارند.
  4. She decided to forgive, despite the bad blood.
    او تصمیم گرفت ببخشد، با وجود دشمنی‌های گذشته.

🧩 داستان کوتاه: Bad Blood

For years, the two neighbors had bad blood over property lines.

They ignored each other and argued whenever they met.

Finally, a mediator helped them resolve the conflict.


📘 معنی فارسی داستان

سال‌هاست که این دو همسایه به خاطر مرز زمین‌ها با هم دشمنی داشتند.

آن‌ها همدیگر را نادیده می‌گرفتند و هر وقت همدیگر را می‌دیدند، دعوا می‌کردند.

در نهایت، یک میانجی به آن‌ها کمک کرد تا اختلافشان حل شود.


⚠️ نکته مهم

🔹 اصطلاح استعاری است: خون بد → دشمنی یا کینه
🔹 اغلب برای روابط جدی و دیرینه استفاده می‌شود


🔹 عبارات مشابه

  • feud → دشمنی طولانی‌مدت
  • grudge → کینه داشتن
  • animosity → دشمنی و خصومت

Categories:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *