Tact
🔊 تلفظ: /tækt/ (تَکت)
📘 معنی فارسی
- درایت در رفتار
- ملاحظهکاری
- ظرافت در برخورد با دیگران
- توانایی بیان حقیقت به شکل مؤدبانه و غیرمستقیم
🌱 ریشهشناسی
واژهی tact از زبان لاتین tactus به معنی «لمس کردن» گرفته شده است. این کلمه از طریق زبان فرانسه وارد انگلیسی شد. در گذشته به حس لامسه اشاره داشت، اما به مرور زمان معنای «ظرافت در برخورد اجتماعی» پیدا کرد؛ یعنی توانایی «لمس کردن احساسات دیگران» بدون اینکه آنها را ناراحت کنیم.
🎯 کاربردها
- برای توصیف افرادی که در موقعیتهای حساس اجتماعی هوشمندانه رفتار میکنند.
- در محیط کار هنگام ارائه بازخورد منفی یا بیان خبر ناخوشایند.
- در روابط دوستانه و خانوادگی برای جلوگیری از سوءتفاهم.
عبارات رایج:
- have tact (دارای درایت بودن)
- show tact (نشان دادن ملاحظهکاری)
- with great tact (با درایت زیاد)
- lack tact (نداشتن ملاحظهکاری)
✏️ مثالها در جمله
- She handled the complaint with great tact.
او شکایت را با درایت زیادی مدیریت کرد. - You need tact when giving negative feedback.
هنگام ارائه بازخورد منفی به ملاحظهکاری نیاز داری. - He lacks tact and often hurts people’s feelings.
او ملاحظهکاری ندارد و اغلب احساسات دیگران را جریحهدار میکند. - With a bit of tact, the argument could have been avoided.
با کمی درایت میشد از آن بحث جلوگیری کرد.
📖 داستان کوتاه (English)
When the teacher noticed Ali’s mistake, she didn’t correct him harshly. Instead, she smiled and gently explained the right answer. With tact, she protected his confidence and helped him learn.
📖 داستان کوتاه (فارسی)
وقتی معلم اشتباه علی را دید، او را تند اصلاح نکرد. با لبخند و آرامش پاسخ درست را توضیح داد. با ملاحظهکاری، هم اعتمادبهنفس او را حفظ کرد و هم به او یاد داد.







دیدگاهتان را بنویسید